فرشته زندگی ما رامیلافرشته زندگی ما رامیلا، تا این لحظه 8 سال و 6 ماه و 20 روز سن دارد

عاشقانه برای دخترم رامیلا

به تو که نگاه می کنم غم میرود

پیوند جاودان

قلب من و تو را  پیوند جاودانه مهری ست درنهان   پیوند جاودانه ما ناگسسته باد  تا آخرین دم از نفس واپسین من  این عهد بسته باد ...
14 تير 1390

وقتی مادر شدم

وقتي مادر شدم ياد گرفتم با يک دست همه چيز را بر دارم وقتي مادر شدم ياد گرفتم چگونه براي موفقيت همه تلاش کنم وقتي مادر شدم يادگرفتم عاشقانه دوست بدارم وقتي مادر شدم ياد گرفتم دليل هر چيز را بدون پرسيدن بدانم وقتي مادر شدم  ياد گرفتم با در باز حمام کنم وقتي مادر شدم ياد گرفتم زود و سريع همه کارهايم را به انجام برسانم وقتي مادر شدم ياد گرفتم چگونه يک دستي همه کار انجام دهم وقتي مادر شدم يادگرفتم بهتر بغل کنم    وقتي مادر شدم ياد گرفتم چگونه بايد از  هرچه دوست دارم دفاع کنم وقتي مادر شدم ياد گرفتم چگونه از مادرم قدر داني کنم ...
14 تير 1390

شیرینم

سلام شیرین مامان الان ساعت ١ شبه رفته بودیم خونه بابا بزرگ البته همه با هم زندگی می کنیم ما پایین اونها بالا  شما هم که هی بازی می کردی و برای خودت آواز می خوندی بعد هم که عمواینا اومدن و  تو هی صدا در می آوردی و مانی نگاه می کرد آخه مانی سه ماه و شش روز از شما کوچکتره خیلی خنده دار شده بودید کارهای که می کردید بامزه بود عسل من تمام کارهای که می کنی خیلی شیرینه بخاطر همین تو عسل مامانی قربونت برم . ...
14 تير 1390

دلتنگ تو

  سلام عسل مامان امروز تولد امام حسین علیه السلامه من و بابا نوید ٥ سال پیش تو این مناسبتها بود که با هم پیمان بستیم و عروسی کردیم البته شب تولد امام حسین حنابندان بود و شب تولد حضرت ابوالفضل عروسیمون بود آخه بابا نوید خیلی به حضرت ابوالفضل اعتقاد داره البته ٥ سال پیش این اعیاد ٧ شهریور بود ولی الان جلوتر اومده و شده ١٣ تیر و پارسال هم شب تولد امام حسین من رفتم سونوگرافی و جنسیت تو رو فهمیدم دخملکم دوست داشتنی ترین فرشته روی زمین . ...
13 تير 1390

پیشرفتهای رامیلا

سلام شیرینم . رامیلای من کارهای جدیدی یاد گرفتی اول اینکه می گی دَ دَ وقتی که می برمت بیرون می گی و چهار دست و پا رفتنت هم به حالت دنده عقبه ولی کم کم داری به سمت جلو می یایی روی پاهات وایمیستی و خودت رو به جلو پرت می کنی ولی اگه چیزی رو دوست داشته باشی خودت به سمت جلو می ری و اون رو برمی داری برای خودت دست می زنی و وقتیکه آهنگ شاد میشنوی بالا پایین می پری و پاهات رو هی میکوبی زمین به حالت رقص برای خودت آواز می خونی . از خوردنت هم که بگم شیر کمتر میخوری و کمی سرلاک و سوپ جایگزین کردم ولی سوپ رو باید با ماست بخوری چون ماست دوست داری عسلکم نوش جونت باشه مامانی من . ...
12 تير 1390

باور ندارم تو را دارم

روز به روز که میگذرد بیشتر عاشقت میشوم این لحظه های عاشقانه که میگذرد بیشتر محو عشق بی همتای تو میشوم کسی نیست مانند تو ، گرچه نمیگردم به دنبال یکی مثل تو، اما اعتراف میکنم که یار وفاداری نیست در دنیا غیر از تو! بگذار خیره شوم به چشمهای زیبای تو ، نمیبخشم چشمهایم را اگر لحظه ای جز چشمانت خیره شوند به اطراف تو روز به روز که میگذرد بیشتر قدر روزهایی که گذشته را میدانم ، لحظه به لحظه با تو غنیمت است ، تمام روزهایی که گذشته مقدس است ، بگذار تعظیم کنم در برابر عشق پاک تو… کسی که نمیداند عشق چیست ، تو فهمیدی عاشق واقعی کیست ، باز هم تکرار میکنم مثل تو در این دنیا نیست! عزیزم قدر تو را بیشتر از همیشه میدانم ، همیشه وقتی میبینم ت...
11 تير 1390