

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و...
بسیار سخت است …
پدرم روزت مبارک . . .
وقتی دست زنی را عاشقانه میگیری
تازه میفهمی مرد بودن را باید میانِ دستانِ ظریف زن احساس کرد.
مرد که باشی
وقتی سرتو روی سینه اش میزاری
حس میکنی چقدر به زن نیازمندی
و زن چقدر به حس مرد بودنت نیازمندِ ...
یه پیشونی خیس .... یه دل مهربون .... یه اخم تلخ .... یه ذوق شیرین .....
بدون هر جا که باشم دوستت دارم .

امسال روز مرد و پدر مصادف شده با تولد رادین عزیزم رادین خاله از همین جا برات بهترین آرزوها رو دارم انشالله که ١٢٠ ساله بشی و کنار مامان و بابا شاد و سالم بزرگ بشی و لبهات همیشه بخنده تولدت مبارک جیگر خاله یکساله شیرین من به قول رامیلا رادین کوچولو مرد کوچک تولدت مبارک .

روز تولد تو ستاره ها دمیدند
پرستوهای عاشق به خونشون رسیدند
روز تولد تو بخت من از راه رسید
نیمه جونی،جون گرفت. تشنه به دریا رسید
تکرار حرفهای منی مثل سرود زندگی
عشقت شده برای من بود و نبود زندگی

موضوع :

نگاهت را قاب میگیرم در پس آن لبخند که به من شور و نشاط زندگی می بخشد
تولدت بهانه ای شد تا این فصل را بیشتر دوست داشته باشم
زیرا فصل خوشحالی فرشتگان روز تولد توست
به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو
اردیبهشت:
علاقه یه اردیبهشتی رو دست کم نگیر
دل یک اردیبهشتی تمام دنیای اوست
اگر عاشقت شد
با دنیا عوضت نمیکنه ...
تولدت مبارک مرد اردیبهشتی من و بابای عزیز رامیلا

موضوع :
خداوندا
زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است
گفت: با مادر یه جمله بساز
گفتم: من با مادر جمله نمیسازم ،
دنیامو می سازم.

بارانی از عـــشــــق
و نــیـمی هم ســـتــاره
ارزانـــی تویــی که در تبار مــعصــومانهی نـــگاهت، چشـــمانِ خــــستهیــــ مــن ستــــاره مــیچـــینــد.
خـــوش آهنــگتــرین نـــغمــــهــهای هستــــــی نثــــار قـــلـــب خـــستــه و صبـــورت.
کودکی از مادرش پرسيد : مادر چرا گريه مي كني؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمي دانم عزيزم ، نمي دانم
کودک نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان هميشه گريه مي كند؟ او چه مي خواهد؟
پدرش تنها دليلي كه به ذهنش مي رسيد ، اين بود : همه ي زنها گريه مي كنند ، بي هيچ دليلي
کودک متعجب شد ولي هنوز از اينكه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود
يكبار در خواب ديد كه دارد با خدا صحبت مي كند ، از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه مي كنند؟
خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه اي آفريده ام . به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل كند
به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتي داده ام كه حتي اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد
به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتي اگر او را هزاران بار اذيت كنند
به او قلبي داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهاي او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكي داده ام تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا براي او خلق كرده ام تا هرگاه نياز داشت بتواند از آن استفاده كند
زيبايي يك زن در لباسش ، مو ها ، يا اندامش نيست .
زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو كرد زيرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست
"زن ها هم خــدایند . . . زیبــا ، انتقــام جو و عـاشق پیشه . . . می آفریننــد و انتظار پرســتش دارند"

مــــادرم
من هرگــــــــــز بهشت را زیر پایــــــــت ندیدم ..
زیــــــــــر پای تــــــــو
آرزوهـــــــــایی بود که از آن گذشــــــــتی، به خاطــــــــر من ..
دوستت دارم بخاطر همه چیزهایی که به من دادی ♥
موضوع :
كوچك رويايي ِ من
دنيا اگر خودش را بكشد نميتواند
به عشق من به تو شك كند.
تمام ِ بودنت را حس مي كنم...
حاجتي به استخاره نيست
عشق ما ... عشق من به تو
عشق تو به من
يك پديده است...
يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان
صداي قلب تو ... صداي زندگيست.
زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من
زندگي را زندگي كن
عاشقانه
... حتی وقتي بزرگ شدي
كودكانه زندگي كن جانكم
مادرانه ترين لحظه هاي امروزم
همين لحظه است...همين لحظه كه
با تمام جان ِ عاشقم
دوستت دارم را يواشكي به
تو هديه ميكنم...
تو خوب ميداني كه من چقدر
شاعرانه با تو حرف ميزنم...
تو خوب ميداني كه...
من تا همان لحظه كه قرار است بيايي
قرار است در كنارت بمانم
و تازه اين شروع زندگي ِ كودكانه ي تو است.
بخواب...
نترس...
زندگي بايد براي تو
روزها را عاشقانه باران
شب ها را ستاره باران كند

موضوع :
لـَـحــظــه هــا خــاطـِـر ه انــد ...
زنـدگـی شـُوق تـَمـَنـائ هـَمـیـن خـاطـره هـاسـت
لـحـظـه هـایـــت خـُـوش بــاد

سلام به همه زندگیم
دختر گلم فروردین هم داره کم کم تموم میشه تو این ماه سه تا از عزیزامون تولدشون بود اولی یکم فروردین که تولد بابا اکبر بود بعد هم نهم که تولد عمو امید عزیز بود و سومی بیست ویکم که تولد خاله بهناز بود که تو این روز همه دور هم جمع شدیم و تولد گرفتیم خوب بود کلی هم خوش گذشت به شما آخه با عمو امیدرفتی و کیک گرفتی برای اولین بار چقدر هم خوشت اومده بود از کیک دوست داشتی که بخوری منم به همه عزیزام تولدشون رو یکبار دیگه تبریک میگم انشالله همیشه سالم وسلامت باشن الهی آمین .
خوب حالا بریم سراغ کارهای رامیلا خانم که ماشالله دیگه واقعا دارم احساس میکنم که بزرگ شده .
دیگه خیلی خوب به حرفام گوش میده خیلی هم خوب کمکم میکنه هر چیزی رو که بدون کجاست و من احتیاج داشته باشم برام می یاره
حرف زدنش هم دیگه ماشالله خیلی خوب شده فقط یه حرفهایی رو اشتباه میگه
داره نقاشی میکشه میگه مامانی نقاشی خشیدم
میگه مامانی بابایی هت بیرون بره مخازه برای من کیک بخره
تا می بینه که من دارم پیاز خرد میکنم سریع می یاد میگه مامانی چشات می سوزه سریع میره در پاسیو رو باز میکنه برای من
دستم خورده بود به دیوار دردم گرفته سریع رفته در یخچال رو باز کرده یخ آورده گذاشته رو دستم میگه بزار خوب بشه قربون مهربونیهات .
تا دستشویی داره سریع می یاد میگه مامانی بدو جیش داشته بودم و سریع می ره دم دستشویی و شلوارش رو در می آره و می ره کارش رو انجام میده و بعدشم من و صدا میزنه خدا رو شکر اصلا هیچ مشکلی با این برنامه اش ندارم اصلا تا حالا که از پوشک گرفتمش شبها هم جاش روخیس نکرده واقعا خدا رو شکر میکنم .
قربونش برم تخیلاتش خیلی بالاست با یه چیزهایی بازی میکنه که اصلا باورم نمیشه
خیلی خیلی علاقه به کتاب و نقاشی و مداد و مداد رنگی داره .
همش میگه من کی میرم مدسه خیلی مدرسه رو دوست داره .
با بابام رفته مسجد اومده میگه مامانی رفته بودیم مشهد اونجا نماز خوندم الله اکبر گفتم .
تا اذان میگن سریع می یاد میگه مامانی پاشو نماز بخون .
وقتی می خواد بخوابه میگه مامانی قصه بخونم برات میگم بگو میگی
یکی بود یکی نبود غیر خدا هیشکی نبود
یه گلگه بود رفت دستاش و سفید کرد
نی نی ها در و باز کردن گلگه همه رو خورد یدونه رفت تو ساعت
مامانش اومد خونه نی نی اومد بیرون پرید بغل مامانش
هورا تموم شد .
بعد هم کلی خوشحال میشی از این قصه شنگول منگول
واقعا اون دو روزی که نبودی انگار یه چیزی رو گم کرده بود انقدر خونه بی روح بود که نگو خدایا به خاطر همه چی شکر ولی الان تا مامانی زنگ میزنه میگه رامیلا بابایی بیاد دنبالت سریع گریه میکنی و میگی می خوام برم خوش گذشته دیگه بهت .
و دیگه اینکه می دونم تو همیشه برای من بهاری وقتی تو باشی زندگی من همیشه بوی بهار میده .


تو که خوابی همش نفساتو چک میکنم
شب و تا صبح به نفس کشیدنت فکر میکنم
میشمارم نکنه قلبت یکی کمتر بزنه
عشق تو ثروتمو چشم تو دنیایه منه
موضوع :
مرا صدا کن تا در قعر تاریکی نمانم و از نور بسرایم .
اگر صدای تو را بشنوم ،
اگر نام مرا به زبان بیاوری
نیلوفرانه به سوی تو قد می کشم .
مرا صدا کن
تا در کویر نمانم و با صدای روشن تو
چون غنچه ا ی شادمانه بشکفم

سلام به عشق مامان
سلام به همه دوستای خوبم انشالله سال جدید رو با خوبی شروع کرده باشید
رامیلای مامان الان که این چیزها رو برات می نویسم پیشم نیستی و این اولین باری که شب رفتی جایی و کنار من نیستی کلی دلشوره دارم با اینکه پیش مامانی هستی و هر چند دقیقه مامانی زنگ میزنه تا من آروم باشم ولی دلم برات بینهایت تنگ شده اصلا فکرش رو نمی کردم که اینطوری بشم .
بعد از ظهر بود که با اصرار خودت با مامانینا رفتی هر چی گفتم من نمی یام گفتی باشه من میرم پیش مامانی گفتم باید با مامانی بخوابی گفتی باشه میخوابم منم گفتم بری شاید یکم از این وابستگی که به من داری کم بشه آخه بینهایت وابسته منی لباسهات رو پوشیدی و دست مامانی رو گرفتی گفتی خدافز مامان انام .
الان داشتم صدات رو گوش میکردم که داشتی با دایی بازی میکردی و همش قربون صدقه ات می رفتم الهی دورت بگردم عشقم خدا کنه امشبم خوب بخوابی عزیز دل مادر .
خوب بریم سر این سیزده روزی که تعطیل بود خوب بود اول بعد از یه سال تحویل سه نفری که با هم داشتیم رفتیم دیدن مامان بزرگها وبابا بزرگها بعدشم فرداش که اول عید بود رفتیم کاشان و چهارم اومدیم اونجا هم کلی خوش گذشت به تو با بچه ها بازی میکردی و خوش میگذروندی .
بعد هم که تهران بودیم و دوازهم هم رفتیم نیاسر تا سیزدهم اونجا باشیم اونجا هم کلی خوش گذشت بهت تا تونستی بازی کردی خدا رو شکر .
دخترم عاشقتم دوست دارم واقعا که خونه بدون صدای تو برام جهنمه باش همیشه کنارم باش عشقم .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو ظریفی مثل گلدوزی
یک دختر عاشق که دل انگیزترین
گلها را روی رو بالشتی عاشق خود می دوزد










تو رو خدا ناخناشو نگاه کن برای عید اینطوری کرده بودم خیلی دوستشون داشت

دوستت دارم ای تو که هر چه فکرش را میکنم برای من برای قلبم و احساسم مثل و مانندی نداری

موضوع :
















