بستن تبلیغات

عاشقانه برای دخترم رامیلا
عاشقانه برای دخترم رامیلا
داستان عشقی میان من و فرزندم
تاريخ : يکشنبه 13 اسفند 1391 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : مرتبه

 

 

وَ إِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ

لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 6 فروردين 1393 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 22 مرتبه

 

سلام دخملی من سال نو مبارک

سلام به همه دوستای خوبم سال نو همه مبارک انشالله سال خیلی خوبی براتون باشه

رامیلا مامان خیلی خوشحال بود که عید میشد من امسال نمیخواستم که هفت سین بزارم ولی بخاطر دل کوچیک رامیلا که هی میگفت ماهی و هفت سین براش یه هفت سین کوچولو چیدم

خوب اینم از سال جدید امسال بعد از سال تحویل که سه تایی باهم بودیم و رامیلا هم کلی ذوق زده شده بود رفتیم خونه بابا یوشی رامیلا از صبح ما رو کچل کرده بود که کی میریم کی عید میشه اونجا هم کلی بازی کرد و خوش بود

روز اول فروردین هم که همه جمع شدیم خونه مادر بزرگم روحش شاد واقعا جای خالی پدربزرگم حس میشد خیلی بد بود دلگیر انگار نه انگار که سال نو بود همه ناراحت بودن و انگار یه چیزی و گم کرده بودن خدا بیامرزتت آقاجون همیشه به یادتیم و تو قلبمونی

رامیلای مامان یکسال هم باهم بودیم و تموم شد و این چهارمین بهاریه که تو پیش مایی خدایا شکرت انشالله سالیان سال از این بهارها ببینی عزیزکم

دخترم عاشق مهمونی رفته سریع آماده میشه و انگشتر و پابندشم می اندازه قرتی خانم من که به شخصه عاشق اون انگشترتم مادر

ماشالله که خیلی شلوغی هر جا میریم غریبی نمیکنی و همه جا رو می ترکونی عاشق نقاشی کشیدنی مخصوصا رنگ کردن خیلی دوست داری از وقتی که بابا اکبر برات مداد رنگی و دفتر رنگ آمیزی گرفته کارت شده نقاشی خلاصه یه وقتایی هم یه حالی به در و دیوار خونه میدی

دست و پات رو میزاری رو کاغذ و دورش و میکشی و شروع میکنی به رنگ کردنش بقیه چیزها رو هم همینطور

عاشق آهنگی همش این گوشی من دستت باهاش آهنگ گوش میدی خودت تبلت داری و باهاش بازی میکنی و به بابا نوید میگی برام آهنگ آرمین بریز یعنی عاشق آهنگ آرمین 2afm هستی جالبه حفظم هستی و می خونی تو ماشینم که میشینی میگی برات آهنگ بزارن وساکت باشن تا تو گوش کنی وروجک

به من میگی مامان این ماهی عیدمون و اگه از آب بیاریم بیرون می میره ها مواظب باش

تمام کلمات رو دیگه کامل تلفظ میکنی به غیر از یه سری که یه دونش کلمه دیگه است که میگی گیگه

هر کاری که میکنی سریع خودت می یایی و لو میدی هر چیزی و دست بزنی سریع میگی مثلا مامانی من اصلا به موبایلت دست نزدم کارت بانکیم وگم کرده بودم و مطمئن بودم توخونه گم کردم بعد از چندروز بهت گفتم رامیلا کارتم و ندیدی خیلی راحت گفتی وایسا نیا تو اتاقم برم برات بیارم رفتی و کارتم و آوردی واقعا که بلایی

چند روز تعطیلی اول عید رو بابا نوید که خونه بود عادت کردی الان اومدم تو اتاقت میگم رامیلا چیکار میکنی میگی دارم برای بابام گریه میکنم که نیست رفته سر کار

با همسن و سالات خوب بازی میکنی تا وقتی که حرف حرف تو باشه دوستداری که هر چی تو میگی گوش کنن بارادین هم همین برنامه است خیلی دوستش داری و اونم همینطور ولی بعد از چند دقیقه که با هم هستید مخصوصا تنها خدا دیگه باید به ما صبر ایوب بده مهمونی رفته بودیم خونه دایی من اونجا پسر داییم پوریا رادین و حول داد وای که سریع رفتی سمتش و زدی تو سینه اش پرتش کردی رو زمین گفتی رادین و نزن بهت میگم رامیلا پوریا رو زدی میگی آره همچین زدم مجکم که بمیره چرا رادین و زد عاشقتم یعنی .

فعلا مسافرت نرفتیم تا ببینیم هفته دوم عید چی میشه بازم خدا رو شکر امیدورام امسال سال خوبی برامون باشه .

اینم دو تا عکس از سفره هفت سینمون تا عکسای بعد تو پست بعدی




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 25 اسفند 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 39 مرتبه

 

نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم

سلام به دخمل گلم

سال ٩٢ هم داره تموم میشه و چند روز بیشتر به سال جدید نمونده هفته پیش که گذشت یه شوک بزرگ به همه  ما وارد شد و اونم فوت پدربزرگم بود خیلی بد شد خیلی ناراحت کننده بود تمام کارهامون رو کرده بودیم و منتظر نو شدن سال بودیم که این اتفاق غم انگیز همه ما رو داغون کرد اصلا دل و دماغ هیچ کاری و دیگه ندارم بیشتر بخاطر مامانم ناراحتم خیلی داغون شد خیلی شکسته شد اصلا نمی تونم ببینم که اینطوری داره آب میشه هر روز و هر روز بهشت زهرا خدایا خودت بهش صبر بده خلاصه اینکه دوست دارم این سال زود تموم بشه زیاد سال خوبی برای ما نبود ولی چه کنم از طرفی  میگم که پدر بزرگم راحت شد خیلی حالش بد بود دو ماه تمام رو تخت بنده خدا بدون هیچ صحبت کردنی ما رو ترک کرد چون سکته کرده بود و بدنش فلج شده بود  و از طرفی میگم سنی نداشت هنوز عروسی دو تا از دایی هام رو ندید نمی دونم اصلا الان حال و حوصله نوشتن این چیزها رو ندارم به اندازه کافی اعصابم خراب هست .

دخمل گلم خریدهات همه تموم شده خیلی وقت بود که خریدات رو کرده بودم الان چند روزی هست که هی میگی برام ماهی بخر من که حوصله ندارم ولی بخاطر دل کوچیک تو امروز یه هفت سین کوچولو گذاشتم و برات می رم ماهی هم میخرم دوست ندارم که تو غصه بخوری قربونت برم که موقع گریه کردن می رفتی رو پای مامانی میشستی و میگفتی مامان اکبری گریه نکن دیگه الانم که مامانم زنگ میزنه تلفن و بر میداری و میگی مامانی دیگه جیغ نزن و گریه نکن .

انشالله امسال سال خوبی برای همه باشه خانواده ام  و دوستان و آشنایان انشالله که تو سال جدید همیشه خنده باشه و سلامتی .

بر سفره‌ی هفت سین نشستن نیکوست

هم سنبل و سیب و دود  کُندر خوشبوست

افسوس که هر سفره کنارش خالی ست

از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست . .


اسفند رو به پایان است

وقت کوچ کردن به فروردین است

وقت بخشیدن و صاف کردن دل

دخترم ...
تو همان مهربانی ؟!! یا مهربانی همان توست ؟!!
نمیدانم... فقط میدانم بی شک باهم نسبت نزدیکی دارید ...



موضوع :
تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 72 مرتبه

سلام مامانی من فرشته خوشگلم

این چند روزی که برف بارید خیلی خوشحال بودی همش میگفتی که سرده و برف چقدر خوشگله منم دیدم که نمیشه که نبرمت بیرون با همون برفی که شدیدم می بارید دلم و زدم به دریا و بردمت بیرون البته خیلی پوشیده بودی فقط چشمات معلوم بود خنده

عاشق سی دی هات هستی هروزم یکی اضافه میکنی بهشون

دیگه کم مونده امسالم تموم بشه وای که چشم روهم میزاری تند و تند داره میگذره

واقعا احساس میکنم که ماشالله بزرگ شدی خانم شدی حرفات و صحبتات کامله کامل همه کارات و خودت انجام میدی تو کار خونه هم به من کمک میکنی منم که کم کم دیگه کارهای عیدم داره تموم میشه بخاطر اینکه تو اذیت نشی خیلی زود شروع کردم اصلا هم دوست ندارم خونه تکونی عید رو دیر انجام بدم تا شب عید خستگی واسه خودم بمونه انشالله که سالی که پیش رو داریم سال خوبی باشه انشالله بابابزرگم شفا بگیره الان دوماهی میشه که بیمارستان و سکته مغزی کرده واقعا اذیت شدیم و خیلی ناراحت کننده است انشالله تمام مریضها خوب بشن و بابابزرگمم تو اونها .

رامیلای مامان عاشقتم



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 24 دی 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 77 مرتبه

 

من…

عاشق نیستم!فقط گاهی حرف تو که می شود دلم مثله این که تب کند سرد و گرم می شود داغ می شود آب می شود

سلام سلام عزیزم

می دونم که خیلی تنبل شدم ولی بخدا دیگه اصلا نمی تونم تند و تند بیام هم شرمنده شما گلم هستم هم شرمنده دوستای عزیزم که به فکر منن ولی من در حقشون کوتاهی می کنم شرمنده ام بخدا

دخترکم روزهای سرد زمستونی و داریم پشت سر می زاریم تا یه بار دیگه برسیم به بهار الان چهارمین زمستونی هست که باهم داریم میگذرونیم انشالله ١٢٠ تا بهار و زمستون ببینی و کلا همه فصلها

این روزها بیشتر تو خونه هستیم به خاطر آلودگی شدید هوای تهران اصلا جایی نمیریم و شما هم بیشتر سر گرم نگاه کردن سی دی های مختلف میشی بعد هم نقاشی و بعد بازی کردن که وا ویلا

همه چی رو میریزی و با همه چی بازی میکنی

رفتارت خیلی بهتر شده یه مدت خیلی بهانه گیر شده بودی ولی خدا رو شکر الان خیلی بهتری

دقیقا مثل آدم بزرگها حرف میزنی

برای من شروع میکنی به قصه گفتن

وقتی عصبانی میکنی من رو بعدش یه قیافه مظلوم به خودت میگری میایی میشنی رو پام شروع میکنی به صحبت کردن با من یه وقتایی هم لجبازی یا نمی دونم یکدنده بازی در میاری و دوست داری حرف حرف خودت باشه

دوست داری همه کارها رو خودت انجام بدی میریم حمام دوست داری خودت رو بشوری که هیچ میگی بزار تو روهم بشورم

جدیدا هم به من میگی الی اصلا مامان نمیگی تازه میگی من خواهرتم مامانت نیستم

اون هفته برف می بارید بردمت شب بیرون ساعت دوازده شب بود رفتیم تو کوچه چقدر ذوق کرده بودی میگفتی مامان برف سفیده خیلی هم سرده

وقتایی که بیکار میشی میگی مامانی بیا موهات رو ببافم یابه من میگی که موهات رو هی مدل به مدل ببندم خیلی دوست داری اصلا اعتراض نمیکنی که دردت میگیره

لاکهای من رو بر میداری و می زنی به انگشتات وای که بیا ببین که چه کثیف کاری رو دستت انجام میدی

عاشق نقاشی مخصوص رنگ کردنی می گی که برات نقاشی بکشم بعدشم میشینی و رنگشون میکنی

تو خونه خوبی ولی وای که بریم مهمونی یا بریم خونه مامان اکبری دیگه با رادین زلزله وار همه جا رو تخریب میکنی

ماشالله تمام سریالها رو اسم می بری اسم کارتونها رو حفظی خیلی دوست داری

جدیدا تا شماره دوازده میشماری رنگها رو هم بلدی ولی قاطی میکنی

خدا رو شکر خودت میخوابی مخصوصا اگه خونه باشیم من نمی خوابونمت خودت میری و میخوابی

عاشق رقصی حتما هم من باید باشم و حتما باید موهات رو باز کنم تا سرت رو هی تکون بدی عاشقتم نوید که عاشق این کارته

٢٢ دی ماه تونستم این وابستگی که به انگشتم داشتی و ازت بگیرم واقعا دیگه همه جا دوست داشتی انگشتم تو دستت باشه اصلا بدون انگشت گرفتن خوابت نمی برد ولی دیگه خودت گفتی مامان امشب آخرین باریه که دستت رو میگیرم و خدا رو شکر همون شد خیلی جالبه وقتی میگی که این آخرین بارمه واقعا بهش عمل میکنی قربون اراده ات برم مادرررررررررررررر

و دیگه خیلی چیزهای دیگه هست که یادم نمی مونه تمامش تو ذهنم بایگانی میشه تا بعدها خودم برات تعریف کنم عشقم دوست دارم فرشته زندگیم

 

خـــــواب می بینـــــم

 

دنیـــــا مــــال مـــن اســــت

 

بیــــدار میشـــــوم

 

و تـــــو تعبیـــرش میکنـــــی

 

بـــــا چشمـــــانت!



موضوع :
تاريخ : جمعه 8 آذر 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 149 مرتبه

 

سلام دختر قشنگم تولدت مبارک عزیزم

انشالله که همیشه خوش باشی و خنده روی لبات باشه

تولد سه سالگی رامیلا خانم هم گذشت و من خیلی خیلی ممنونم از خانواده
های عزیزمون و دوستان و آشنایانم که هر کدوم به یه طریقی ما رو شرمنده کردن مرسی از هم

دختری هر روز که بزرگتر میشه کارهاشم بزرگتر و شیرینتر میشه

ماشالله دیگه کلی بلبل زبونی میکنه

تمام کارهاش رو دوست داره خودش انجام بده از دستشویی رفتن گرفته تالباس
در آوردن و پوشیدن و خوابیدن و خوردن تا . . .

سوره کوثر و هم یاد گرفته و میخونه

نماز خوندنش و که دیگه نگو خیلی شیرینه هی الله اکبر میگه قل و هوالله و می خونه

کارش که تموم میشه وقتی من نماز می خونم هی می پره روی کمرم اصلا نمازخوندن من و ببینید یه وضعی که نگو

هر وقت آب می خوره میگه سلام بر حسین چونکه میگه سلام بعدش میگه به
خونه ما خوش آمدی

الان تقریبا رنگها رو بلد شده و اسم میبره

کلی دلبری میکنه برای باباش بیا و ببین هر چی که بخواد سریع براش فراهم میشه با زبونی که میریزه تازه اگه یه وقت کار اشتباه کنه باباش بگه چرااینکار و میکنی میاد با حالت ناراحت بهش میگه نگاه کن من بچه ام کوچولو ام ببین دست و پاهام چقدرکوچولو ما رو میگی میمیریم از خنده

تلفن و بر میداره شروع میکنه به صحبت کردن با دوستای خیالیش یه
حرفهایی میزنه میگه باشه بهم اس ام اس بده مراقب بچه ات باش سرما نخوره بارون میاد
هوا سرده شوفاژتون و روشن کردی باشه باشه قربانت خدا حافظ

خیلی رو تمیزی و کثیفی حساسه کلا دستشویی که می خواد بره به من میگه
برو بو کن ببین بو نده مخصوصا که خونه خودمون نباشه بعدشم سریع میگه سیفون و بکشمامان دماغشم میگره اگه موروی زمین باشه سریع می یاد میگه یا بر میداره

موقع جاروکشیدن اصرار میکنه که اتاقش رو خودش تمیز کنه منم یه بارخودم میشکم بار دوم جارو رو میدم دست خودش می یام می بینم سبد اسباب بازیهاش روبلند کرده مبل بادیش رو بلند کرده تماما زیر اونها رو هم کشیده عاشقشم این یه کارش مثل مادرشه

هر وقت میریم خونه مامانم با رادین که به  هم می خورن واقعا تولید جرقه میکنن همه چیو بهم میریزن ولی تو خونه خیلی بهتره اسباب بازیهاش رو جمع میکنه و کلا زیاد ریخت و پاش نمیکنه

رو لباسهاش خیلی حساسه همه رو دوست داره خودش تا کنه بزاره تو کشوهاش گلسرهاش و مرتب میکنه

تولدش پولهایی که گرفته بود باباش میگفت رامیلا اینها پولهای منه دست نزن میگفت نخیر برای تولد خودمه عیدی گرفتم

یه وقتایی که اصرار میکنه میره خونه مامانم اولش میگم آره برو یه نفس راحت بکشم ولی بعدش که خونه سوت و کور میشه کلی دلم میگره واقعا سخت میگذره چونوقتی که باهم هستیم کلی کارا انجام میدیم می رقصیم کارتون می بینیم بعد خانم میگه مامانی چای بیار بخوریم بعدشم چند تا میوه پوست میکنم باهم میخوریم آخرشم دفترو مداد رنگی میاره میگه بیا درس کار کنیم

آخه دخملم خوندن کلمه های مامان – بابا – آب – مو – نان – گل و رامیلا
رو بلده قربونت برم من ماشالله عزیزمممممممممممممممممم

هر کی زنگ میزنه چه موبایلم باشه چه تلفن خونه سریع برمیداره جواب میده واقعا راحتم کرده وقتی که دستم بنده رامیلا جواب تلفنها رو میده جدیدا هروقت  کارم داره میگه االهام جوجو هر وقتم با کسی کار داره یه جونم و عزیزمی میبنده بهش که نگو مخصوصا با خاله اش همچی صداش میکنه بهناز جون بیا کارت دارم اونم میگه بله هر وقت کارت به ما می افته جونم میگی حالا بریم دیگه سراغ عکسا .

 

 

Happy Birthday Girl : Cute girl blowing out the candles of her huge birthday cake Picture created with watercolors

این کیک به انتخاب رامیلا و مامان الهامه

هنر نمایی عمه نسیم

کیکی که بابا اکبر برات گرفته بود

Similar:5300032 : happy birthday

Happy Birthday Girl Cartoon : Small girl with cake celebrating birthday  Vector Illustration

دستت تو حلقمممممممممممم

Similar:5300032 : An illustration of a Birthday card with cake

دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود 

سرشار از عشق و محبت کردی ، نازنیم ، زیباترینم 

حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 6 آذر 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 148 مرتبه

 

Happy Birthday Girl : Cute girl blowing out the candles of her huge birthday cake Picture created with watercolors

سه سال پیش…
مثل دیروز  بود که پا به این دنیا گذاشتی
انگار همین دیروز بود که پاییز را پشت سر گذاشتی
خدا یکی از فرشته های زیبا و مهربانش را به این دنیا هدیه داد
تویی آن هدیه ی زیبا از طرف خدا برای این دنیا
بهار تو را دید و تو شدی آغاز زیباییها
بهار تو را دید و تو شدی آغاز شکفتن گلها
از همان روز خدا تو را به من داد ، عشق تو را در قلبم مثل رازی پنهان قرار داد
سالهایی نیز که تو نبودی اما عشق تو بود قلبم پر از آرامش و عشق و محبت بود
میدانستم یکی مثل تو به این دنیا آمده و در راه است ، و این دل من است که خودش میداند و چشم انتظار است
لحظه ی به دنیا آمدن تو ، لحظه شکفتن غنچه ای است در میان گلبرگهای سرخ قلبم که گلستان میکند باغ وجودم را
در لحظه آمدنت دنیا به سوی تو مینگرد تا لحظه شکفتن زیباترین گل را ببیند و آمد روزی که که یک قلب عاشق مثل قلب من این گل زیبا را از شاخه اش بچیند و در گلدان وجودش بگذارد!
خدایا هر چه آفریدی برایم یک طرف ، این فرشته ی زیبا را که به من هدیه دادی یک سوی دیگر
آرزوی من همیشه همین سو بوده ، این فرشته ی زیبا از آغاز تولدش در قلب من بوده
که اینگونه قلب من در روز میلادش پرتپش و شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و آواز است
که میزند با هر تپش فریاد عشق رامیلا  عزیزم تولدت مبارک ،هدیه من به تو یک دنیا عشق!

Happy Birthday  : Happy birthday theme  - illustration.Happy Birthday  : illustration of happy birthday text with scrapbook elementHappy Birthday  : Happy birthday theme  - illustration.

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز ... روز میلاد تو

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی

Happy Birthday  : Children s birthday bear with the girl, gifts and balloons

امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت

قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت

فرشته آسمانی سالروز زمینی شدنت مبارک . . . 




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 34 صفحه بعد
وبلاگ عشق مامان

تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می رود برگ درختان انتظار می کشند زودتر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند Graphics عاشقانه ای برای دخترم رامیلا که در 6/9/1389 به این دنیا چشمک زد . کسی که در این دنیا فقط او را کم داشتیم و حالا برای او می نویسم تا وقتی بزرگ شد بخواند و بداند که با تمام عشقمان برای او نوشتیم و بعدها خودش بنویسد آنچه که برایش اتفاق می افتد .

آخرین عاشقانه
دوستای عزیزم
آرشیو عاشقانه ها
دوستای عزیزم
صفحات جداگانه
مهمونهای عزیزمون
مهمونهای آنلاین : 2 عزیز
بازديدهاي امروز : 47 عزیز
بازديدهاي ديروز : 299 عزیز
بازدید هفته قبل : 1518 عزیز
كل بازديدها : 253051 عزیز
امکانات جانبی

ღ عاشقانه برای دخترم رامیلا ღ

Blingify.com - Initials Backgrounds

咲カーソル

Lilypie Third Birthday tickers Daisypath Anniversary tickers