عاشقانه برای دخترم رامیلا
داستان عشقی میان من و فرزندم
تاريخ : يکشنبه 13 اسفند 1391 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : مرتبه

 

 

وَ إِن يَکَادُ الَّذِينَ کَفَرُوا لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ

لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِينَ.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 64 مرتبه

jour de p�s heureux sur fond �as�llustrationfather day : Le jour de Father heureux - famille légère de tonalité de peau Illustrationjour de p�s heureux sur fond �as�llustration

ﭘﺪﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ دخترش ﻭ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺗﻮ ﻗﻮﯾﺘﺮﯼ ﯾﺎ ﻣﻦ؟ دختر ﮔﻔﺖ:ﻣﻦ ! ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘﮕﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﺗﻮ ﻗﻮﯾﺘﺮﯼ ﯾﺎ ﻣﻦ؟دختر ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ! ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﺩﻟﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﺯﺣﻤﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺍﺯ ﺷﻮﻧﻪ دخترش ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻮ ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺗﻮ ﻗﻮﯾﺘﺮﯼ ﯾﺎ ﻣﻦ؟ دختر ﮔﻔﺖ: ﺷﻤﺎ! ﭘﺪﺭ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻧﻈﺮﺕ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ؟ دختر ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﭘﺸﺘﻤﻪ...

P� carte de voeux de jour avec un noeud papillon

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک

امسال روز پدر مصادف شده با تولد بابا نوید این روز رو به همه باباهای عزیز مخصوصا باباهای خوب خانواده و به نوید تبریک میگم انشالله که همیشه زنده باشن نوید جان تولدت مبارک امیدوارم سالیان سال با هم خوش و خرم زندگی کنیم این بدون که من  و رامیلا بی نهایت دوست داریم .

happy birthday : joyeux anniversairehappy birthday : joyeux anniversairehappy birthday : joyeux anniversaire

چـشمـ هـآیـمـ رآ مـے بـنـدمـ

زمـآטּ رآ مـتـوقـفـ مـے کـنـمـ

مـسـآفـتـ هـآ رآ از بـیـטּ مـے بـرمـ

و تـو رآ در آغـوش مـے گـیـرمـ

دلـم بـرآے در آغــوش گـرفـتـنـتـ

تـنگـ شـدهـ اسـتـ

در آغــوشت ڪـہ میگرم

آنقــدر آرامـ میشومـ

ڪـہ حتـــے

فرامـــوش میکنمـ

بـایـد نفــس بکشـــمـ ...

happy birthday : Feux d'artifice d'anniversaire drôlehappy birthday : illustration de carte Résumé Joyeux anniversairehappy birthday : Feux d'artifice d'anniversaire drôle

هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی

بهانه زندگیم تولدت مبارک . . .



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 31 فروردين 1393 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 85 مرتبه

 

Stickers Mother s Day  Banner with hearts, flowers and butterflies

خداوند لبخند زد و از لبخند او زن آفریده شد

لبخند زیبای خداوند روزت مبارک

Isolated Mothers Day Heart

اگر تمام راه های دنیا را اشتباه رفته باشم

آغوشت را درست آمده ام

مادرم

Happy Mothers Day with MOM Alphabet Letters Outline in Floral Patterns Illustration Isolated on White Background

سلام دختر گلم

امشب شب تولد بهترین زن عالمه و این روز قشنگ رو اختصاص دادن به مامانهای عزیز از همینجا به همه مامانها این روز رو تبریک میگم  انشالله که همیشه سالم و سلامت باشن و سایه اشون بالای سر خانواده هاشون باشه

دختر گلم عزیزکم دختر سه سال چهار ماهه من تمام دنیا تو چشمات خلاصه میشه برام بهت میگم مامانی بگو روزم مبارک میگی  آخه روز تو نیست روز مامان اکبری و مامان یوشی میگم نه مامان روز همه مامانهاست منم مامانم میگی آخه خجالت میکشم دنیایه من تو تمام تبصره زندگی منی تو فقط بخند تا تمام قانونها رو برات زیر پا بزارم عزیزکم

بعد از مسافرتی که هفته دوم عید به کاشان داشتیم شما رو بردم  آتلیه تا از بهترین موجود تو زندگیم عکس بگیرن و این لحظه ها رو ثبت کنم که چه زود گذشت و چه زود بزرگ شدی انشالله که سالیان سال زنده باشی .

دخترکم ثبت نام  کردمت مدرسه زبان یا میشه گفت که بیشتر شکل و شمایلش مثل مهد کودکه ولی بیشتر برای یادگیری تا تفریح من که دلم نمی یاد که تو رو بزارم بری مهد تا تنها بمونم بخاطر همین اینجا ثبت نام کردم که بدونم برای یادگیری میری نه اینکه دور از خونه میشی انشالله که خوب باشه و نتیجه های لازم و بگیرم  .


عزیزکم کنار سفره هفت سین 

 

می خواهم با خنده هایت راضی باشم از سهمی که در جهان دارم

دخترم کنار رنگین کمونی که بعد از یه بارون سخت تو کویر اومده بود

نفسهایم بیشتر از حجم حروف نام تو نیست

رامیلا خانم یه سری خرید داشت تو سفرش به کاشان که عکس چندتاش رو میزارم که دوستشون داره

این ساعتم رفته بودیم خرید برای مامانها کادو بگیریم اینم گرفتم برای دخترم

اینم از کوله پشتی خوشگلش خیلی دوستش داره

 این روزها برای دیدن زندگی به تو نگاه میکنم

بر سرش چتر گرفتم دیدم

او خودش باران است

مادر



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 6 فروردين 1393 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 90 مرتبه

 

سلام دخملی من سال نو مبارک

سلام به همه دوستای خوبم سال نو همه مبارک انشالله سال خیلی خوبی براتون باشه

رامیلا مامان خیلی خوشحال بود که عید میشد من امسال نمیخواستم که هفت سین بزارم ولی بخاطر دل کوچیک رامیلا که هی میگفت ماهی و هفت سین براش یه هفت سین کوچولو چیدم

خوب اینم از سال جدید امسال بعد از سال تحویل که سه تایی باهم بودیم و رامیلا هم کلی ذوق زده شده بود رفتیم خونه بابا یوشی رامیلا از صبح ما رو کچل کرده بود که کی میریم کی عید میشه اونجا هم کلی بازی کرد و خوش بود

روز اول فروردین هم که همه جمع شدیم خونه مادر بزرگم روحش شاد واقعا جای خالی پدربزرگم حس میشد خیلی بد بود دلگیر انگار نه انگار که سال نو بود همه ناراحت بودن و انگار یه چیزی و گم کرده بودن خدا بیامرزتت آقاجون همیشه به یادتیم و تو قلبمونی

رامیلای مامان یکسال هم باهم بودیم و تموم شد و این چهارمین بهاریه که تو پیش مایی خدایا شکرت انشالله سالیان سال از این بهارها ببینی عزیزکم

دخترم عاشق مهمونی رفته سریع آماده میشه و انگشتر و پابندشم می اندازه قرتی خانم من که به شخصه عاشق اون انگشترتم مادر

ماشالله که خیلی شلوغی هر جا میریم غریبی نمیکنی و همه جا رو می ترکونی عاشق نقاشی کشیدنی مخصوصا رنگ کردن خیلی دوست داری از وقتی که بابا اکبر برات مداد رنگی و دفتر رنگ آمیزی گرفته کارت شده نقاشی خلاصه یه وقتایی هم یه حالی به در و دیوار خونه میدی

دست و پات رو میزاری رو کاغذ و دورش و میکشی و شروع میکنی به رنگ کردنش بقیه چیزها رو هم همینطور

عاشق آهنگی همش این گوشی من دستت باهاش آهنگ گوش میدی خودت تبلت داری و باهاش بازی میکنی و به بابا نوید میگی برام آهنگ آرمین بریز یعنی عاشق آهنگ آرمین 2afm هستی جالبه حفظم هستی و می خونی تو ماشینم که میشینی میگی برات آهنگ بزارن وساکت باشن تا تو گوش کنی وروجک

به من میگی مامان این ماهی عیدمون و اگه از آب بیاریم بیرون می میره ها مواظب باش

تمام کلمات رو دیگه کامل تلفظ میکنی به غیر از یه سری که یه دونش کلمه دیگه است که میگی گیگه

هر کاری که میکنی سریع خودت می یایی و لو میدی هر چیزی و دست بزنی سریع میگی مثلا مامانی من اصلا به موبایلت دست نزدم کارت بانکیم وگم کرده بودم و مطمئن بودم توخونه گم کردم بعد از چندروز بهت گفتم رامیلا کارتم و ندیدی خیلی راحت گفتی وایسا نیا تو اتاقم برم برات بیارم رفتی و کارتم و آوردی واقعا که بلایی

چند روز تعطیلی اول عید رو بابا نوید که خونه بود عادت کردی الان اومدم تو اتاقت میگم رامیلا چیکار میکنی میگی دارم برای بابام گریه میکنم که نیست رفته سر کار

با همسن و سالات خوب بازی میکنی تا وقتی که حرف حرف تو باشه دوستداری که هر چی تو میگی گوش کنن بارادین هم همین برنامه است خیلی دوستش داری و اونم همینطور ولی بعد از چند دقیقه که با هم هستید مخصوصا تنها خدا دیگه باید به ما صبر ایوب بده مهمونی رفته بودیم خونه دایی من اونجا پسر داییم پوریا رادین و حول داد وای که سریع رفتی سمتش و زدی تو سینه اش پرتش کردی رو زمین گفتی رادین و نزن بهت میگم رامیلا پوریا رو زدی میگی آره همچین زدم مجکم که بمیره چرا رادین و زد عاشقتم یعنی .

فعلا مسافرت نرفتیم تا ببینیم هفته دوم عید چی میشه بازم خدا رو شکر امیدورام امسال سال خوبی برامون باشه .

اینم دو تا عکس از سفره هفت سینمون تا عکسای بعد تو پست بعدی




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 25 اسفند 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 103 مرتبه

 

نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم

سلام به دخمل گلم

سال ٩٢ هم داره تموم میشه و چند روز بیشتر به سال جدید نمونده هفته پیش که گذشت یه شوک بزرگ به همه  ما وارد شد و اونم فوت پدربزرگم بود خیلی بد شد خیلی ناراحت کننده بود تمام کارهامون رو کرده بودیم و منتظر نو شدن سال بودیم که این اتفاق غم انگیز همه ما رو داغون کرد اصلا دل و دماغ هیچ کاری و دیگه ندارم بیشتر بخاطر مامانم ناراحتم خیلی داغون شد خیلی شکسته شد اصلا نمی تونم ببینم که اینطوری داره آب میشه هر روز و هر روز بهشت زهرا خدایا خودت بهش صبر بده خلاصه اینکه دوست دارم این سال زود تموم بشه زیاد سال خوبی برای ما نبود ولی چه کنم از طرفی  میگم که پدر بزرگم راحت شد خیلی حالش بد بود دو ماه تمام رو تخت بنده خدا بدون هیچ صحبت کردنی ما رو ترک کرد چون سکته کرده بود و بدنش فلج شده بود  و از طرفی میگم سنی نداشت هنوز عروسی دو تا از دایی هام رو ندید نمی دونم اصلا الان حال و حوصله نوشتن این چیزها رو ندارم به اندازه کافی اعصابم خراب هست .

دخمل گلم خریدهات همه تموم شده خیلی وقت بود که خریدات رو کرده بودم الان چند روزی هست که هی میگی برام ماهی بخر من که حوصله ندارم ولی بخاطر دل کوچیک تو امروز یه هفت سین کوچولو گذاشتم و برات می رم ماهی هم میخرم دوست ندارم که تو غصه بخوری قربونت برم که موقع گریه کردن می رفتی رو پای مامانی میشستی و میگفتی مامان اکبری گریه نکن دیگه الانم که مامانم زنگ میزنه تلفن و بر میداری و میگی مامانی دیگه جیغ نزن و گریه نکن .

انشالله امسال سال خوبی برای همه باشه خانواده ام  و دوستان و آشنایان انشالله که تو سال جدید همیشه خنده باشه و سلامتی .

بر سفره‌ی هفت سین نشستن نیکوست

هم سنبل و سیب و دود  کُندر خوشبوست

افسوس که هر سفره کنارش خالی ست

از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست . .


اسفند رو به پایان است

وقت کوچ کردن به فروردین است

وقت بخشیدن و صاف کردن دل

دخترم ...
تو همان مهربانی ؟!! یا مهربانی همان توست ؟!!
نمیدانم... فقط میدانم بی شک باهم نسبت نزدیکی دارید ...



موضوع :
تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 133 مرتبه

سلام مامانی من فرشته خوشگلم

این چند روزی که برف بارید خیلی خوشحال بودی همش میگفتی که سرده و برف چقدر خوشگله منم دیدم که نمیشه که نبرمت بیرون با همون برفی که شدیدم می بارید دلم و زدم به دریا و بردمت بیرون البته خیلی پوشیده بودی فقط چشمات معلوم بود خنده

عاشق سی دی هات هستی هروزم یکی اضافه میکنی بهشون

دیگه کم مونده امسالم تموم بشه وای که چشم روهم میزاری تند و تند داره میگذره

واقعا احساس میکنم که ماشالله بزرگ شدی خانم شدی حرفات و صحبتات کامله کامل همه کارات و خودت انجام میدی تو کار خونه هم به من کمک میکنی منم که کم کم دیگه کارهای عیدم داره تموم میشه بخاطر اینکه تو اذیت نشی خیلی زود شروع کردم اصلا هم دوست ندارم خونه تکونی عید رو دیر انجام بدم تا شب عید خستگی واسه خودم بمونه انشالله که سالی که پیش رو داریم سال خوبی باشه انشالله بابابزرگم شفا بگیره الان دوماهی میشه که بیمارستان و سکته مغزی کرده واقعا اذیت شدیم و خیلی ناراحت کننده است انشالله تمام مریضها خوب بشن و بابابزرگمم تو اونها .

رامیلای مامان عاشقتم



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 24 دی 1392 |✿ مامان الهام ✿
بازدید : 140 مرتبه

 

من…

عاشق نیستم!فقط گاهی حرف تو که می شود دلم مثله این که تب کند سرد و گرم می شود داغ می شود آب می شود

سلام سلام عزیزم

می دونم که خیلی تنبل شدم ولی بخدا دیگه اصلا نمی تونم تند و تند بیام هم شرمنده شما گلم هستم هم شرمنده دوستای عزیزم که به فکر منن ولی من در حقشون کوتاهی می کنم شرمنده ام بخدا

دخترکم روزهای سرد زمستونی و داریم پشت سر می زاریم تا یه بار دیگه برسیم به بهار الان چهارمین زمستونی هست که باهم داریم میگذرونیم انشالله ١٢٠ تا بهار و زمستون ببینی و کلا همه فصلها

این روزها بیشتر تو خونه هستیم به خاطر آلودگی شدید هوای تهران اصلا جایی نمیریم و شما هم بیشتر سر گرم نگاه کردن سی دی های مختلف میشی بعد هم نقاشی و بعد بازی کردن که وا ویلا

همه چی رو میریزی و با همه چی بازی میکنی

رفتارت خیلی بهتر شده یه مدت خیلی بهانه گیر شده بودی ولی خدا رو شکر الان خیلی بهتری

دقیقا مثل آدم بزرگها حرف میزنی

برای من شروع میکنی به قصه گفتن

وقتی عصبانی میکنی من رو بعدش یه قیافه مظلوم به خودت میگری میایی میشنی رو پام شروع میکنی به صحبت کردن با من یه وقتایی هم لجبازی یا نمی دونم یکدنده بازی در میاری و دوست داری حرف حرف خودت باشه

دوست داری همه کارها رو خودت انجام بدی میریم حمام دوست داری خودت رو بشوری که هیچ میگی بزار تو روهم بشورم

جدیدا هم به من میگی الی اصلا مامان نمیگی تازه میگی من خواهرتم مامانت نیستم

اون هفته برف می بارید بردمت شب بیرون ساعت دوازده شب بود رفتیم تو کوچه چقدر ذوق کرده بودی میگفتی مامان برف سفیده خیلی هم سرده

وقتایی که بیکار میشی میگی مامانی بیا موهات رو ببافم یابه من میگی که موهات رو هی مدل به مدل ببندم خیلی دوست داری اصلا اعتراض نمیکنی که دردت میگیره

لاکهای من رو بر میداری و می زنی به انگشتات وای که بیا ببین که چه کثیف کاری رو دستت انجام میدی

عاشق نقاشی مخصوص رنگ کردنی می گی که برات نقاشی بکشم بعدشم میشینی و رنگشون میکنی

تو خونه خوبی ولی وای که بریم مهمونی یا بریم خونه مامان اکبری دیگه با رادین زلزله وار همه جا رو تخریب میکنی

ماشالله تمام سریالها رو اسم می بری اسم کارتونها رو حفظی خیلی دوست داری

جدیدا تا شماره دوازده میشماری رنگها رو هم بلدی ولی قاطی میکنی

خدا رو شکر خودت میخوابی مخصوصا اگه خونه باشیم من نمی خوابونمت خودت میری و میخوابی

عاشق رقصی حتما هم من باید باشم و حتما باید موهات رو باز کنم تا سرت رو هی تکون بدی عاشقتم نوید که عاشق این کارته

٢٢ دی ماه تونستم این وابستگی که به انگشتم داشتی و ازت بگیرم واقعا دیگه همه جا دوست داشتی انگشتم تو دستت باشه اصلا بدون انگشت گرفتن خوابت نمی برد ولی دیگه خودت گفتی مامان امشب آخرین باریه که دستت رو میگیرم و خدا رو شکر همون شد خیلی جالبه وقتی میگی که این آخرین بارمه واقعا بهش عمل میکنی قربون اراده ات برم مادرررررررررررررر

و دیگه خیلی چیزهای دیگه هست که یادم نمی مونه تمامش تو ذهنم بایگانی میشه تا بعدها خودم برات تعریف کنم عشقم دوست دارم فرشته زندگیم

 

خـــــواب می بینـــــم

 

دنیـــــا مــــال مـــن اســــت

 

بیــــدار میشـــــوم

 

و تـــــو تعبیـــرش میکنـــــی

 

بـــــا چشمـــــانت!



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 34 صفحه بعد
وبلاگ عشق مامان

تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می رود برگ درختان انتظار می کشند زودتر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند Graphics عاشقانه ای برای دخترم رامیلا که در 6/9/1389 به این دنیا چشمک زد . کسی که در این دنیا فقط او را کم داشتیم و حالا برای او می نویسم تا وقتی بزرگ شد بخواند و بداند که با تمام عشقمان برای او نوشتیم و بعدها خودش بنویسد آنچه که برایش اتفاق می افتد .

آخرین عاشقانه
دوستای عزیزم
آرشیو عاشقانه ها
دوستای عزیزم
صفحات جداگانه
مهمونهای عزیزمون
مهمونهای آنلاین : 1 عزیز
بازديدهاي امروز : 6 عزیز
بازديدهاي ديروز : 181 عزیز
بازدید هفته قبل : 553 عزیز
كل بازديدها : 274856 عزیز
امکانات جانبی

ღ عاشقانه برای دخترم رامیلا ღ

Blingify.com - Initials Backgrounds

咲カーソル

Lilypie Third Birthday tickers Daisypath Anniversary tickers